خرید بک لینک
یکشنبه دوازدهم آذر ۱۴۰۲ - 15:9 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر - #طنزسیاهنمایی. 684فریاد دیرینه از فساد نهادینه!گفت: برخی عزیزان فساد را نه سیستمی،بلکه موردی و کمیاب میدانند.چندی پیش سازمان امور مالیاتی اعلام کرد: سه هزار وکیل را شناسایی کردهایم که هیچ پروندۀ مالیاتی ندارند. مشخّص نیست چطور مجوّز گرفتهاند./تسنیم گفتم: این خبر خیلی تکاندهنده و شگفتانگیز است.گفت: یکی از عزیزان در نقدی جالب بر این خبر نوشته: توجّه کنید! سه هزار وکیل! وکیل یعنی حقوقدان! یعنی کسی که شغلش این است ثابت کند پروندهای که از آن دفاع میکند منطبق بر قوانین است . بنابراین باید بر بندبند قوانین اشراف داشتهباشد و بهتر از هر کسی باید بداند تخلّف از قانون چیست و چه عواقبی دارد!بر اساس خبر فوق از همین قُماش افراد حقوقدان قانونبلد، سه هزار نفرشان نه تنها پروندۀ مالیاتی ندارند که حتّی معلوم نیست چگونه مجوّز گرفتهاند!نه یک نفر، نه ده نفر و نه حتّی صد نفر! بلکه سههزار نفر حافظ قانون متخّلف! اگر نام چنین خلاف قانون گستردهای فساد سیستمی نیست، چیست؟! (#ثنایی_نژاد) گفتم: پس تعریف فساد سیستمی چیست؟ گفت: روزی اعلیحضرت هردمبیل،بهقصد تفریح به اتّفاق اطرافیان خود به بالای کوهی مُشرِف بر شهر هرت مُشرَّف شدند. از آن جا مناظر شهر بخوبی دیده میشد. بدین جهت شاه دستور داد در قُلّۀ کوه برای او قصری بسازند تا هر وقت به آنجا تشریففرما شدند از تماشای مناظر شهر نهایت لذّت را ببرند.همین که بنای قصر نزدیک به اتمام بود،بار دیگر شاه برای سرکشی در آنجا حضور بهم رسانید،دراین موقع به فکرش رسید اگر در جلوی این قصر استخر آبی باشد به زیبایی

برچسب: نویسنده: حدیث افشاری تاريخ: سه شنبه 21 آذر 1402 ساعت: 17:27

چهارشنبه پانزدهم آذر ۱۴۰۲ - 17:8 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر - #طنزسیاهنمایی 685درود و صد آفرین بر این وزیر معزول!گفت: یکی از ملوک فارس بر وزیر خود خشم گرفت . او را معزول و دیگری را برای وزارت نامزد کرد و آن معزول را گفت :برای خویشتن جایی اختیار کن ، تا به تو بدهم که تو با قوم و دارایی خویش آنجا روی و مُقام کنی .وزیر گفت : مرا دارایی نمیباید و هیچ جای آبادان نخواهم که به من دهند . مَلِک اگر بر من همیرحمت کند ، از مملکت خویش دهی ویران به من دهد ، تا من آن ده آبادان کنم و آنجا بنشینم . ملک فرمود که چندان ده ویران که خواهد ، وی را دهند . اندر همۀ مملکت پادشاه بگردیدند،دهی ویران نیافتند . باز آمدند و خبر دادند که اندر همۀ مملکت ده ویرانی به دست نمیآید .وزیر، مَلِک را گفت : ای خداوند من ! من خود میدانستم که در عمل و تصرّف من ویرانه نیست . اما این ولایت را که از من بازگرفتی بدان کس ده ، که اگر وقتی از او بازخواهی ، همچنان به تو بازسپارد که من سپردم .چون این سخن معلوم شد از آن وزیر معزول عذرها خواست و وی را خلعت فرستاد و وزارت به وی باز داد . (منبع: فارسی ششم ابتدایی ،1337شمسی) گفتم: این مَثَل را بدان منظور آوردی که بگویی همۀ مسئولان و وزرای ما همچون آن وزیر معزول هستند؟ گفت:نه! بر عکس! این مَثَل را بدان آوردم تا مسئولان بالای کشور وقتی مدیریت کشور را به جانشین خود میسپارند،دقّت کنند حدّ اقل یک دهِ آباد یا یک نهاد سالم باقی گذارند که اگر خود مدیر آنجا شدند،راحت بتوانند آن را اداره کنند!گفتم:باز هم #سیاهنمایی کردی؟! شفیعی مطهر دانلود رایگان کتابها و دیگر آثار این قلم در کانال گزینگویهه

برچسب: نویسنده: حدیث افشاری تاريخ: سه شنبه 21 آذر 1402 ساعت: 17:27

یکشنبه نوزدهم آذر ۱۴۰۲ - 14:32 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر - چگونه من باعث ردِّ صلاحیّت یک نماینده شدم؟! خاطرهها و مخاطرهها شفیعی مطهرروزی در یک همایش بزرگی شرکت داشتم. پس از پایان نشست ،یکی از نمایندگان پیشین مجلس شورای اسلامی را دیدم که زمانی در دوران تحصیل شاگرد کلاس من بود. ایشان پس حال و احوالپرسی دست مرا گرفت و به میان جمعی از حُضّار برد و در حالی که مرا به همه نشان میداد،با صدای بلند گفت: آیا میخواهید بدانید علّت ردِّ صلاحیّت من برای انتخابات مجلس چه کسی بود؟ ایشان استاد شفیعی مطهر باعث اصلی ردّ صلاحیّت من شد! علاوه بر من همۀ حاضران از جمله یکی از وزرای دولت پیشین که در میان جمع بود،با شگفتی نگاههایشان را به دهان ایشان دوخته بودند که ببینند من چگونه باعث ردِّ صلاحیّت ایشان شدهام! سپس ایشان توضیح دادند: روزی در مجلس مشغول سخنرانی بودم و حقایق جالبی را بیان میکردم. با یادداشتی محرمانه به من اخطار دادند که اگر از این گونه حرفها بزنی، در دورۀ بعد ردِّ صلاحیّت خواهی شد! من وقتی این اخطار را دیدم،لحظاتی با خود اندیشیدم که چه کنم!آیا سخنم را ادامه دهم یا موضوع را عوض کنم و سخنانی مطابق میل اخطارکننده بگویم.ناگهان به یاد سخنی از پیامبراکرم(ص) افتادم که روزی در کلاس از استاد شفیعی مطهر شنیده بودم.آن سخن این بود: «قُلِ الحُقّ وَلَو كانَ مُرّاً » سخن حق را بگو،اگرچه تلخ باشد. از آن پس با صدای رسا سخنم را ادامه دادم و امکان نمایندگی مجلس را فدای حقّ و حقیقت کردم! حالا فهمیدید که این مرد چگونه باعث ردِّ صلاحیّت من شد؟! دانلود رایگان کتابها و دیگر آثار این قلم در کانال گزینگویه

برچسب: نویسنده: حدیث افشاری تاريخ: سه شنبه 21 آذر 1402 ساعت: 17:27

گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود حرفی که یک حکایت کوتاه میزند       ×××××××××با جور و جمود و جهل باید جنگیدتاپاک شود جهان از این هرسه پلید یا ریشه هر سه را بباید خشکاند یا سرخ به خون خویش باید غلتید (ش.مطهر) «يكي از كهنترين و سنّتيترين روشهاي انسان براي انتقال معرفت به نسلهاي بعد، قصهها و حكايات بوده است. قصه، نابترين و خالصترين بخش ادبيات است؛ چرا كه ما را به دوراني پيش از پيدايش تفاسير و تعابير امروزمان ميبرد. قصّهها شادند، سرگرم كنندهاند، نمايشياند، اما فراتر از همه ، معرفت را به شكلي دلپذير منتقل ميكنند.»  (پائولو كوئيلو) ---------------------------                               (نقد دائرهالمعارف روشنگری):شفیعی مطهر شخصیت کمیاب و کیمیا و نادری است که تسلط ستایشبرانگیزی بر کلام دارد.ما هنوز کسی با این لیاقت قلمی در ایران نمیشناسیم. --------------------دائرهالمعارف روشنگری http://hadgarie.blogspot.com/2018/07/blog-post_52.html

برچسب: نویسنده: حدیث افشاری تاريخ: يکشنبه 12 آذر 1402 ساعت: 10:35

جمعه دهم آذر ۱۴۰۲ - 8:56 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر - رفتار انسانی جناب سرهنگکنار خیابون ایستاده بودم که دیدم یه عقبمونده ذهنی که آب دهنش کش اومده بود و ظاهر نامناسب و کثیفی داشت به هر کسی که میرسه با زبون بیزبونی ازش میخواد دکمه بالای پیراهنش رو ببنده، اما چون ظاهر خوب و تمیزی نداشت همه ازش اکراه داشتن و فرار میکردن!!دو سه تا سرهنگ راهنمایی و رانندگی با چند تا مامور وسط چهار راه ایستاده بودن و داشتند صحبت می کردند.یکی از اونها معلوم بود نسبت به بقیه از لحاظ درجه ارجحیت داره چون خیلی بهش احترام میذاشتن...این عقب مونده ذهنی رفت وسط خیابون و به اونها نزدیک شد و از همون سرهنگی که ذکر کردم، خواست که دکمهاش رو ببنده!سرهنگ بیسیم دستش رو به یکی از همکارانش داد و با دقت دکمه پیراهن اون معلول ذهنی رو بست و بعد از پایان کارش وسط خیابان و جلوی اون همه همکار و مردم به اون عقب مونده ذهنی یه سلام نظامی داد و ادای احترام کرد!اون عقب مونده ذهنی که اصلا توقّع این کار رو نداشت خندید و اون هم به روش خودش سلام داد و به طرف پیاده رو اومد.لبخند و احساس غروری که توی چهرهاش بود رو هیچوقت فراموش نمیکنم.بعد از این قضیه با خودم گفتم:کاش اسم و مشخصات اون سرهنگ رو یادداشت میکردم تا با نام بردن ازش تقدیر کنم، اما احساس کردم اگر فقط بهعنوان یک انسان ازش یاد کنم شایستهتر باشه...""این کار جناب سرهنگ باعث شد اشک توی چشمام جمع بشه و امیدوار بشم که هنوز انسانهایی با روح بزرگ وجود دارند.

برچسب: نویسنده: حدیث افشاری تاريخ: يکشنبه 12 آذر 1402 ساعت: 10:35

جمعه دهم آذر ۱۴۰۲ - 15:36 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر - #طنزسیاهنمایی. 683اغراق یا کمسوادی یا...؟!گفت: یکی از مسئولان عزیز فرمودهاند: آمریکاییها ۵۵ هزار میلیارد دلار برای شبکههای تلویزیونی علیه نظام هزینه کردهاند! گفتم: کلِّ بودجۀ پیشنهادی بایدن برای سال 2022 شش هزار میلیارد دلار است!!چطور 55 هزار میلیارد از آن را برای شبکههای تلویزیونی علیه نظام هزینه کردهاست! گفت: تو حالا چرا این قدر برای دولت متجاوز آمریکا دلسوزی میکنی! میگویند مدّاح کمسوادی میگوید 30 هزار نفر از کوفیان برای جنگ علیه امام حسین(ع) به کربلا آمدند!ولی بنازم به سرداران سپاه امام حسین(ع). سردار اولی به میدان رفت و 5 هزار نفر را به خاک انداخت!سردار دومی،10 هزار نفر را،سردار سومی 15 هزار نفر را و سردار چهارمی 20 هزار نفر از آنان را به درک واصل کرد! یکی از پامنبریها برخاست و گفت: حاجآقا! تو گفتی سپاه کوفیان 30 هزار نفر بودند. تو تا حالا 50هزار نفر از آنان را کُشتی!! مدّاح فکری کرد و گفت: تو حالا چرا این قدر برای سپاه یزید دلسوزی میکنی! گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟! #شفیعی_مطهر

برچسب: نویسنده: حدیث افشاری تاريخ: يکشنبه 12 آذر 1402 ساعت: 10:35

صفحه بندی